اعطای وکالت از سوی وکیل به شخص ثالث بر دو قسم اصلی است:1- توکیل به غیر، بدین نحو که هنگام اعطای وکالت به وکیل، اذن صریح یا ضمنی نیز به وی داده میشود تا بتواند برای انجام مورد وکالت به شخص دیگری وکالت دهد. در این صورت وکیل اول از رابطه حذف نمیشود و بر حسب مورد فوت یا حجر وی میتواند بر وکالت ثانوی اثرگذار باشد. 2- تفویض وکالت منتهی به انتقال وکالت به شخص ثالث میگردد و در نتیجه، وکیل اول از رابطه حذف و فوت یا حجر وی نیز اثری در وکالت ثانوی نخواهد داشت. تحقیق حاضر به قسم نخست اختصاص دارد. نگارندگان میکوشند در نوشتار حاضر با رویکردی تطبیقی به فقه، حقوق موضوعه و حقوق انگلیس، مفهوم توکیل به غیر، موقعیت وکیل دوم در رابطه با وکیل اول و موکل، آثار آن و حدود اختیارات وکلا را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
فهرست مطالب :
چکیده
مقدمه
مفهوم توکیل به غیر
جواز توکیل به غیر
تعیین جایگاه وکیل دوم و آثار آن
بررسی حدود اختیار وکلا
بررسی امکان اعطای وکالت بلاعزل توسط وکیل اول
حدود اختیارات وکیل در فرض توکیل به وکیل دادگستری
در این زمینه به دو شکل میتوان استدلال نمود:
نتیجه
فهرست منابع
الف:فارسی
ج:انگلیسی
مراجع
مراجع
امامی، حسن،(1366) «حقوق مدنی»، ج1و2، چاپ چهارم، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
امیرمعزی، احمد،(1388)،«نیابت در روابط تجاری و مدنی»، چاپ دوم، تهران: نشر دادگستر.
بروجردیعبده، محمد،(1380) «حقوق مدنی»، چاپ اول، تهران، مجد.
رهپیک، حسن،(1387)« حقوق مدنی»، عقود معین2، ج2، چاپ اول ،تهران، خرسندی.
کاتوزیان، ناصر،(1364) «حقوق مدنی، عقود اذنی، وثیقه های دین»، چاپ اول، تهران، بهنشر.
کاشانی، محمود،(1388)« حقوق مدنی، قراردادهای ویژه»، چاپ اول، تهران، بنیاد حقوقی میزان.
آیتاللهی، محمدصادق(1376)،«بحثی پیرامون حق توکیل غیر در وکالت»، ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران، شماره اول،صص33-41.
بصری،قاسم،(1348)،«دربارهی عقد وکالت»،ماهنامه کانون وکلا،شماره 114،صص41-49.
صبی، موسی،(1353) «وکالت دادگستری در انگلستان»، مجله کانون وکلا، شماره 128 و 129، صص96-99.
غریبه، علی،(1385)«قابلیت عزل وکیل با واسطه در وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر»، فصلنامه علامه،شماره9. صص187-198.
میرمحمدصادقی، حسین،(1360) « سیستم دو پایه وکالت در حقوق انگلستان»، مجله حقوقی بینالمللی، شماره1،107-113.
نوین، پرویز،(1380)« نواقص عقد وکالت در قانون مدنی ایران»، مجله دادگستر، شماره 5. صص10-14.
ابن قدامه، عبدالله،(1343)، «المغنی»، ج5، بیروت، د ارالکتبالعربیة.
الجزیری، عبدالرحمان،(1428)« الفقه علیالمذاهبالاربعه»، ج3، بیروت،دارالفکر.
حسینیعاملی، محمدجواد،(1327) «مفتاحالکرامه فی شرح القواعدالعلامه»، ج7 ،بیروت، دار احیاءالتراث العربیۀ
حلی، علامه،(1349) «تذکرۀ الفقهاء»، ج 15، تهران، انتشارات علمی.
حلی، محقق، (1410)،«المختصرالنافع»، بیروت: مؤسسة البعثۀ.
حلی،محقق،(1404)«تبصرۀالمتعلمین»، چاپ دوم ،.بیروت:موسسه علمی مطبوعات.
حلی،محقق، (1409)«شرایعالاسلام فی مسائلالحلال و الحرام»، ج2، چاپ دوم، تهران، نشر استقلال.
الرافعی، عبدالکریم محمد،]بیتا[،«فتحالعزیز فی شرحالوجیز»، ج11، بیروت، دارالفکر.
الرعینی، الحطاب،(1416)،«مواهبالجلیل» ، ج7، بیروت، دارکتبالعلمیة.
الزحیلی، وهبۀ،(1409)«الفقه الاسلامی و ادلته»، ج4، چاپ سنگی، دمشق، دارالفکر.
شهیدثانی، (1410) «الروضةالبهیة فی شرح لمعةالدمشقیة»، ج4، قم، داوری.
شهیدثانی، (1410)« مسالکالافهام الی تنقیح شرایعالاسلام»، قم، ج5، موسسۀ المعارفالاسلامیۀ.
شیرازی، ابواسحاق ، (1406)«المهذَّب» ، ج1،قم، نشر جامعهی مدرسین.
طباطبایی، علی،(1404)،« ریاضالمسائل»، ج2، قم، آلالبحریۀ.
الکاسانی، ابوبکرابنمسعود،(1414)،«بدایعالصنایع فی الترتیب الشرایع»، پاکستان، مکتبةالحیدریة.
مغنیۀ، محمدجواد،(1966)، «فقهالامام الصادق علیهالسلام»، ج4، بیروت.
الموسویالخمینی، روحالله،(1417) ، «التحریرالوسیله»، ج2، قم:دارالکتبالعلمیه اسماعیلیان.
نجفی، شیخ محمدحسن،(1394)،« جواهرالکلام»، ج27، تهران: دارالکتبالاسلامیۀ.
یزدی،محمدکاظم،«تکملۀالعروۀالوثقی»، جلد اول وششم، تهران، مطبعۀالحیدریۀ.