تحقیق حقوق-43 صفحه
((فایل docx و قابل ویرایش می باشد.))
بعد از پرداخت به راحتی همان لحظه می توانید آن را دانلود کنید.
تحقیق حقوق- بررسی عرف در فقه و حقوق اسلامى
A look at custom in Islamic jurisprudence and law
(((( تحقیق های سایت حاصل زحمت محققین سایت می باشد و اینترنتی نیست.)))
چکیده :
عرف، پدیدهاى نیست كه با پیدایش اسلام كشف شده باشد، بلكه همان روش و سلوك مستمر میان مردم است كه فقه و حقوق اسلام، در برخى موارد مُهر تأیید بر آن زده و بعضى را هم مردود دانسته است. با وجود این، از اسناد اصلى و كاربردى براى كشف مفاهیم و معانى، تلقّى مىشود.
عرف از ابزارهایى است كه مجتهد براى استنباط حكم شرعى استفاده مىكند. نیز از پدیدههاى بحثبرانگیز و متغیر فقه و حقوق شیعه و اهل سنت است كه باعث تحول و دگرگونى در برخى موضوعات احكام و قوانین جامعه مىشود. از اینرو، فقیه براى به دست آوردن حكم یك پدیده عرفى، باید مسائل و شرایط مستحدث اجتماع را مورد دقت قرار دهد تا پویایى فقه شیعه محفوظ بماند.
این مقاله با روش كتابخانهاى و مراجعه به كتب فقهى و حقوقى توانسته است مباحث مهم عرف را تجزیه و تحلیل كند و ضرورتهاى آن را بازگو نماید. در نهایت نیز یافته است كه در بعضى موارد عرف با سیره و عادت اشتباه گرفته مىشود، اجتماع و عرف در هنگام افتاء كمتر مورد توجه قرار مىگیرد. برخى مصادیق عرفى باید توسط مراجع بیان شوند تا مكلف سرگردان نماند. عرف ابزار و از ادلّه استنباط است نه منبع استنباط.
فهرست مطالب :
چكیده
مقدّمه
عرف و آمیختن آن با عادت و سیره
تعریف عرف
تعریف عادت
رابطه عرف و عادت
آمیختن عرف و سیره عقلا
نقش عرف در استنباط احكام
نقش عرف در تشخیص موضوع یا مصداق
نقش عرف در تغییر موضوع یا حكم
جایگاه عرف در شرع
جایگاه عرف در بین ادلّه
بررسى اعتبار عرفهاى مستحدث
عرفهاى مستحدث
حجّیت عرفهاى مستحدث
لحاظ عرف در فتوا
لزوم توجه به حوزه اجتماعى و عرف
وجود تحیّر و پیچیدگى در عرف
تحیّر ناشى از عرف
نقد و بررسى
تحیّر ناشى از ابهام و اختلاف در الفاظ
تحیّر ناشى از احاله مجتهد
نتیجه گیرى
منابع
منابع
نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتى، قم، وجدانى، 1381.
ابراهیم بن نجیم، زینالعابدین، الاشباه و النظائر على مذهب ابىحنیفه النعمان، تحقیق عبدالعزیز محمدالوكیل، بىجا، مؤسسة الحلبى و شركاء، 1387ق.
ابنفارس، احمد، معجم مقاییساللغة، تحقیق عبدالسلام محمدهارون، قم، مكتب الاكلامالاسلامى، 1404ق.
ابنمنظور، لسانالعرب، قم، ادبالحوزه، 1405ق.
افندى، سید محمدامین، مجموعة رسائل ابنعابدین، بىنا، بىجا، 1237ق.
انصارى، مرتضى، كتاب المكاسب، چ چهارم، دارالحكمة، 1370.
فرائدالاصول، چ دوم، قم، مجمع الفكرالاسلامى، 1422ق.
ایروانى غروى، میرزاعلى، حاشیه المكاسب، چ دوم، تهران، مطبعه رشدیه، 1379.
بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احكامه، تهران، دارالزهرا، 1397ق.
بهبهانى، وحید، الفوائدالحائریه، قم،مجمعالفكرالاسلامى، 1415ق.
جبار گلباغى ماسوله، سیدعلى، درآمدى بر عرف، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1378.
جبرالالفى، محمد، «العرف ـ بحث فقهى مقارن»، مجمع الفقهالاسلامى، دور پنجم، عدد پنجم، جزء چهارم، 1409ق، ص 3234ـ3285.
جزایرى، محمدجعفر، منتهىالدرایه فى توضیحالكفایه، چ دوم، قم، بىنا، 1412ق.
جعفرى لنگرودى، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژى حقوق، تهران، گنج دانش، 1378.
دانشنامه حقوقى، چ دوم، تهران، امیركبیر، 1356.
جعیط، كمالالدین، «العرف»، مجمع الفقهالاسلامى، دور پنجم، عدد پنجم، جزء چهارم، 1409ق، ص 2968ـ3015.
جناتى، محمدابراهیم، منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامى)، تهران، كیهان، 1370.
جوادى آملى، عبداللّه، درس خارج فقه، 5 خرداد 1389.
حرّ عاملى، محمدبن حسن، وسائلالشیعه، تحقیق محمد راضى، بیروت، دارالاحیاء التراثالعربى، بىتا.
حسینى، سیدمجتبى، رساله دانشجویى، بىجا، معارف، 1384.
حكیم، سیدمحسن، مستمسك العروهالوثقى، قم، اسماعیلیان، 1411ق.
حكیمى، محمدرضا، «اهداف دین و احكام دین»، نقد ونظر، ش 1، زمستان 1373، ص 120ـ165.
خامنهاى، سیدعلى، اجوبه الاستفتاءات، قم، دفتر معظمله، 1424ق.
خرازى، سیدمحسن، «پژوهشى پیرامون عرف»، مشكوه، ش 21، زمستان 1367، ص 28ـ93.
خراسانى، محمدكاظم، كفایهالاصول، قم، مؤسسة آلالبیت، 1409ق.
خوئى، سیدابوالقاسم، معجم رجالالحدیث و تفصیل طبقات الرواه، چ پنجم، بىجا، مركز نشر آثار شیعه، 1372.
خوانسارى، سیداحمد، جامعالمدارك، تعلیق علىاكبر غفارى، چ دوم، قم، اسماعیلیان، 1405ق.
دائرهالمعارف شیعه، چ ششم، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1997م.
راغب اصفهانى، المفردات فى غریبالقرآن، ط. الثانیه، قم، نشر الكتاب، 1404ق.
زبیدى، محمدمرتضى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، تحقیق عبدالستار احمد فراح، بیروت، دارالهدایه، 1385ق.
ـ ساكت، محمدحسین، دیباچهاى بر دانش حقوق، تهران، نخست، 1371.
سبحانى، جعفر، درس خارج اصول، 24/8/1388.
الموجز فى اصولالفقه، چ هشتم، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، 1381.
سبزوارى، عبدالاعلى، تهذیبالاصول، بیروت، الدارالاسلامیه، 1406ق.
سیورى، مقدادبن عبداللّه (فاضل مقداد)، كنزالعرفان، ترجمه عبدالرحیم عقیقى بخشایشى، قم، نوید اسلام، 1384.
صافى گلپایگانى، لطفاللّه، جامعالاحكام، قم، حضرت معصومه علیهاالسلام، 1417ق.ـ
صدر، سید محمدباقر، دروس فى علمالاصول، بىجا، مؤسسة النشرالاسلامى، 1412ق.
المعالم الجدیدهللاصول، بیروت، مطبعة النعمان، 1358ق.
طباطبائى حكیم، محمدتقى، الاصولالعامة للفقهالمقارن، قم، مؤسسة آلالبیت لاحیاءالتراث، 1979م.
طباطبائى، سید محمدحسین، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوى همدانى، چ پنجم، قم، انتشارات اسلامى، 1374.
طبرسى، فضلبن حسن، مجمعالبیان فى تفسیرالقرآن، تحقیق سیدهاشم رسولى محلاتى، تهران، مكتبة العلمیهالاسلامیة، بىتا.
طرابلسى، عبدالعزیزبن براج، المهذب، قم، مؤسسة نشرالاسلامى، 1406ق.
عاملى، محمدبن مكى (شهید اول)، القوائد و الفوائد فى الفقه و الاصول و العربیه، تحقیق سید عبدالهادى حكیم، قم، كتابفروشى مفید، بىتا.
عراقى، ضیاءالدین، نهایهالافكار، تحقیق محمد مؤمن، چ دوم، قم، انتشارات اسلامى، 1417ق.
علیدوست، ابوالقاسم، فقه و عرف، چ سوم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، 1386.
عمید، حسن، فرهنگ فارسى عمید، چ شانزدهم، تهران، امیركبیر، 1360.
عمیدزنجانى، عباسعلى، فقه سیاسى، تهران، امیركبیر، 1367.
فاضل لنكرانى، محمد، جامعالمسائل، قم، مطبوعاتى امیر، 1377.
فاضل لنكرانى، محمدجواد «زمان و مكان و علم فقه»، در: نقش زمان و مكان در اجتهاد، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1374.
فاضل هرندى، محیىالدین، حریم در فقه شیعه، قم، حوزه علمیه قم، 1376.
فیض كاشانى، ملّامحسین، رساله آیینه شاهى، به كوشش رسول جعفریان، قم، كتابخانه آیتاللّهالعظمى مرعشى نجفى، 1371.
فیض، علیرضا، مبادى فقه و اصول، چ ششم، تهران، دانشگاه تهران، 1373.
قمى، میرزاابوالقاسم، قوانین الأصول، تهران، مكتبهالعلمیه الاسلامیه، 1378ق.
كاظمى خراسانى، محمدعلى، فوائدالاصول، تحقیق رحمتاللّه رحمتى، قم، مؤسسهالنشر الاسلامى، 1496ق.
كلانترى، ابوالقاسم، مطارحالانظار، قم، مؤسسة آلالبیت، 1404ق.
كلینى، محمدبن یعقوب، الكافى، ترجمه و شرح سیدجواد مصطفوى، تهران، علمیه اسلامى، بىتا.
مجاهد، سیدمحمد، مفاتیحالاصول، قم، مؤسسه آلالبیت، بىتا.
مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق محمدباقر محمودى، تهران، وزارهالثقافه و الارشاد الاسلامى، 1368.
مسعودى، محمدمهدى، «گستره مباحث فقهى قرآن»، پژوهشهاى قرآنى، ش 4، زمستان 1374، ص 47ـ102.
مشكینى، على، تحریرالمعالم، قم، مهر، 1396ق.
مطهّرى، مرتضى، ده گفتار، قم، صدرا، 1376.
نظام حقوق زن در اسلام، قم، صدرا، 1376.
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، تحقیق عباسعلى زارعى سبزوارى، قم، بوستان كتاب، 1380ق.
مغنیه، محمدجواد، «نحو فقهالاسلامى فى اسلوب جدید؛ روشى نو در استنباط احكام»، ترجمه عبدالرضا ایزدپناه، كاوشى نو در فقه اسلامى، پیششماره 1، بهمن 1372، ص 151ـ160.
مفید، محمدبن محمد، المقنعه، ط. الثانیة، قم، مؤسسة النشرالاسلامى، 1411ق.
مكارم شیرازى، ناصر، استفتائات جدید، تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیاننژادى، چ دوم، قم، مدرسهالامام علىبن ابیطالب (ع)، 1380.
انوارالفقاهه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1387.
و دیگران، تفسیر نمونه، چ بیستودوم، تهران، دارالكتب الاسلامیه، بىتا.
منتظرظهور، محمود، اقتصاد خرد و كلان، چ ششم، تهران، دانشگاه تهران، 1359.
موسوى خمینى، سیدروحالله، الرسائل، قم، اسماعیلیان، 1385ق.
انوارالهدایه فى التعلیقه على الكفایه، تحقیق مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و مكتب الاعلامالاسلامى، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1372.
صحیفه نور، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ ارشاد اسلامى و سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1378.
ولایت فقیه، چ نهم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378.
موسوى خمینى، سیدمصطفى، تحریرات فىالاصول، تحقیق سیدمحمد سجادى، حبیباللّه عظیمى، تهران، وزارهالثقافه والارشاد الاسلامى، 1372.
نجفى، محمدحسن، جواهرالكلام، تصحیح محمود آخوندى، چ هفتم، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1397ق.
نسفى، عبدالدین احمد، كشفالاسرار، بیروت، دارالكتبالعلمیه، 1406ق.
واسعى، سیدمحمد، جایگاه عرف در فقه، تهران، كانون اندیشه جوان، 1385.
یزدى، سید محمدكاظم، عروهالوثقى، چ دوم، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1397ق.
انعام: 57.
محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، تحقیق محمدباقر محمودى، ج 53، ب 31، ص 181.
محمد جبرالالفى، «العرف ـ بحث فقهى مقارن»، مجمع الفقهالاسلامى، دور پنجم، عدد پنجم، جزء چهارم، ص 3291.
در همین زمینه مىتوان به مواردى نظیر: شرابخوارى، قماربازى و اختلاط زن و مرد در عروسىها، روابط دختر و پسر و بسیارى از پدیدههایى كه در جامعه رواج یافته است، اشاره كرد.
مرتضى مطهّرى، نظام حقوق زن در اسلام، مقدّمه.
امام خمینى، صحیفه نور، ج 21، ص 100.
مرتضى مطهّرى، ده گفتار، ص 89.
احمدبن فارس، معجم مقاییساللغه، تحقیق عبدالسلام محمدهارون، ج 4، ص 281.
محمدبن مكرم ابنمنظور، لسانالعرب، ج 9، ص 238ـ239.
حسن عمید، فرهنگ عمید، ص 728.
اعراف: 199؛ مرسلات: 1.
به عنوان نمونه: بقره: 178، 180، 228، 229، 231، 232، 233، 234، 236، 240، 241و263؛ آلعمران: 104، 110و114؛ نساء: 6،19، 25و 114؛ اعراف: 157؛ توبه: 67و71؛ محمد: 21؛ طلاق: 2؛ لقمان:
17؛ حج: 41؛ ممتحنه: 12؛ احزاب: 6.
فضلبن حسن طبرسى، مجمعالبیان فى تفسیرالقرآن، تحقیق سیدهاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 115؛ سید محمدحسین طباطبائى، المیزان، ج 1، ص 380؛ ناصر مكارم شیرازى و دیگران، تفسیر نمونه، ج 7، ص 62.
محمدباقر مجلسى، همان، ج 75، ص 375؛ نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 35.
محمدباقر مجلسى، همان، ج 18، ص 375.
ر.ك: سیدمحمد واسعى، جایگاه عرف در فقه، ص 15.
امام خمینى، انوارالهدایه، ج 1، ص 106 و 196.
براى نمونه، ر.ك: ابراهیمبن نجیم حنفى، الاشباه و النظائر على مذهب ابىحنیفه النعمان، تحقیق عبدالعزیز محمدالوكیل، ص 101؛ سید محمدباقر صدر، المعالم الجدیده للاصول، ص 168؛ عباسعلى
عمیدزنجانى، فقه سیاسى، ج 2، ص 217؛ محمدعلى كاظمى، تقریر فرائدالاصول، تحقیق رحمتاللّه رحمتى، ج 3، ص 192.
محمدتقى طباطبائى حكیم، الاصولالعامة للفقهالمقارن، ص 419؛ محمدحسین نائینى، فوائدالاصول، ج 3، ص 192؛ علیرضا فیض، مبادى فقه و اصول، ص 219 و 224ـ225؛ خلیلرضا منصورى، نظریهالعرف و
دورها فى عملیهالاستنباط، ص 51؛ وهبه زحیلى، اصول الفقهالاسلامى، ج 2، ص 828؛ محمد ابوزهره، اصولالفقه، ص 255؛ امام خمینى، الرسائل، ج 1، ص 227.
سید محمدباقر صدر، بحوث فى علمالاصول، ج 4، ص 234.
جعفر جعفرى لنگرودى، مبسوط در ترمینولوژى حقوق، ج 4، ص 2522؛ ابوالحسن محمدى، مبانى استنباط حقوق اسلامى یا اصول فقه، ص 251؛ محمدابراهیم جناتى، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب
اسلامى، ص 254، 391و395.
كمالالدین جعیط، «العرف»، مجمع الفقهالاسلامى، دور پنجم، عدد پنجم، جزء چهارم، ص 2999.
ر.ك، محمدبن نعمان مفید، المقنعه، ص 532 و 538؛ محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، تصحیح محمود آخوندى، ص 136؛ عبدالعزیزبن البراج طرابلسى، المهذب، ج 1، ص 424و430.
راغب اصفهانى، المفردات فى غریبالقرآن، ص 351.
محمدمرتضى حسینى زبیدى، تاجالعروس، ج 8، ص 443.
حسن عمید، همان، ص 225.
عبدالدین احمد النسفى، كشفالاسرار، ص 593.
ر.ك: محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 419؛ مهدى مهریزى، كتابشناسى اصول فقه شیعه، ص 33؛ علیرضا فیض، همان، ص 204؛ وهبه زحیلى، همان، ج 2، ص 828ـ829؛ محمدجعفر جعفرى لنگرودى، دانشنامه حقوقى، ج 2، ص 57ـ58؛ ابوالحسن محمدى، همان، ص 254ـ255؛ محمدابراهیم جناتى، همان، ص 392ـ394.
محمدامین افندى، مجموعه رسائل ابن عابدین، ج 2، ص 114.
محمدمرتضى حسینى زبیدى، همان، ج 8، ص 443.
محمدابراهیم جناتى، همان، ص 395؛ ابوالحسن محمدى، همان، ص 252.
ابوالحسن محمدى، همان، ص 255.
ملّامحسن فیض كاشانى، رساله آیینه شاهى، ص 237.
ابوالحسن محمدى، همان، ص 255.
ر.ك: محمدرضا مظفر، اصول الفقه، تحقیق عباسعلى زارعى سبزوارى، ص 513؛ محمدعلى كاظمى، همان، ج 3، ص 192؛ جعفر سبحانى، الموجز، ص 150؛ محمدجعفر جعفرى لنگرودى، مبسوط در ترمینولوژى حقوق، ج 2، ص 883؛ ابوالقاسم كلانترى، تقریر مطارحالانظار، ص 150؛ عباسعلى عمیدزنجانى، همان، ج 2، ص 221؛ براى آگاهى بیشتر، ر.ك: جبار گلباغى ماسوله، درآمدى بر عرف، ص 172و173.
محمدرضا مظفر، همان، ص 513؛ محمدابراهیم جناتى، همان، ص 413؛ امام خمینى، الرسائل، ج 2، ص 130؛ محمدجعفر جزایرى، منتهىالدرایة فى توضیحالكفایة، ج 5، ص 292؛ على مشكینى، تحریرالمعالم، ص 31.
عباسعلى عمیدزنجانى، همان، ج 2، ص 221.
محمدجعفر جعفرى لنگرودى، مبسوط در ترمینولوژى حقوق، ج 2، ص 883.
همو، دانشنامه حقوقى، ج 2، ص 60.
ابوالقاسم علیدوست، فقه و عرف، ص 120..
جعفر سبحانى، درس خارج اصول، 24 آبان 1388.
مرتضى انصارى، فرائدالاصول، ج 1، ص 55؛ امام خمینى، الرسائل، ج 1، ص 228؛ وحید بهبهانى، فوائدالحائریه، ص 106و 463.
ر.ك: مرتضى انصارى، فرائدالاصول، ج 1، ص 55؛ وحید بهبهانى، همان، ص 105ـ106؛ سیدمحمد مجاهد، مفاتیحالاصول، ص 41.
امام خمینى، صحیفه امام، ج 15، ص 310.
سیدمحسن حكیم، مستمسك العروهالوثقى، ج 1، ص 105.
برخى قایل به تغییر موضوع نیستند و مىگویند كه در این موارد مصداق تغییر مىكند. ر.ك: ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 424.
براى مطالعه بیشتر، ر.ك: محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 419؛ محمدعلى كاظمى، همان، ج 13، ص 192؛ علیرضا فیض، همان، ص 219و224؛ امام خمینى، الرسائل، ج 1، ص 227؛ عبدالكریم نمله، المهذب فى علم اصول الفقهالمقارن، ج 3، ص 1020؛ محمد بحرالعلوم، الاجتهاد اصوله و احكامه، ص 81 و 84.
عبدالاعلى سبزوارى، تهذیبالاصول، ج 2، ص 19؛ علیرضا فیض، همان، ص 222.
سیدمجتبى حسینى، رساله دانشجویى استفتاءات، پرسش 455.
ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 72.
محمدبن مكى العاملى، القواعد و الفوائد، ج 1، ص 151.
محمدجواد مغنیه، «نحو فقهالاسلامى فى اسلوب جدید، روشى نو در استنباط احكام»، ترجمه عبدالرضا ایزدپناه، كاوشى نو در فقه اسلامى، پیششماره 1، ص 151ـ160..
محمدبن یعقوب كلینى، اصول كافى، ج 1، ص 58.
محىالدین فاضل هرندى، حریم در فقه شیعه، ص 86.
سیدمحسن خرازى، «پژوهشى پیرامون عرف»، مشكوه، ش 21، ص 75ـ76.
بقره: 275.
محمّدبن حسن حرّ عاملى، وسائلالشیعه، تحقیق محمد راضى، ج 8، ص 123و133.
محمدبن على مجاهد، مفاتیحالاصول، ص 41.
محمدبن حسن حرّ عاملى، همان، ج 8، ص 134.
مقدادبن عبداللّه سیورى، كنزالعرفان، ترجمه عبدالرحیم عقیقى بخشایشى، ج 1، ص 5.
سیدابوالقاسم خوئى، معجم رجالالحدیث، ج 1، ص 19.
براى مطالعه بیشتر، ر.ك: محمدمهدى مسعودى، «گستره مباحث فقهى قرآن»، پژوهشهاى قرآنى، ش 4، ص 47.
ر.ك: محمدعلى كاظمى، همان، ج 3، ص 161؛ میرزاعلى غروى، التنقیح فى شرح العروهالوثقى، ج 3، ص 128؛ سیدمحسن حكیم، همان، ج 2، ص 18، 38و70؛ سیداحمد خوانسارى، جامعالمدارك، ج 1، ص 216؛ سید محمدتقى حكیم، اصول العامه، ص 410.
منابع اجتهاد، منابع و مصادرى است كه مجتهد براى استنباط احكام به آنها رجوع مىنمایند. ر.ك: محمدابراهیم جناتى، همان، ص 3و4.
دلیل به چیزى گفته مىشود كه قابلیت استنباط حكم شرعى از آن وجود دارد. محمدحسین نائینى، اجودالتقریرات، ج 1، ص 3؛ وحید بهبهانى، همان، ص 49.
محمدرضا مظفر، همان، ص 19.
میرزاابوالقاسم قمى، قوانینالاصول، ج 1، ص 9.
محمدكاظم خراسانى، كفایهالاصول، ج 1، ص 7؛ محمدرضا مظفر، همان، ص 20.
محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 419؛ محمدحسین نائینى، همان، ج 3، ص 192؛ علیرضا فیض، همان، ص 219، 224و254؛ خلیلرضا منصورى، نظریة العرف ودورها فى عملیة الاستنباط، ص 51؛ وهبه زحیلى، اصول الفقهالاسلامى، ج 2، ص 828.
ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 23، پاورقى.
عرفى است كه پس از ظهور اسلام و پس از تشریع احكام به وجود آمده باشد. محمد ابوزهره، اصول فقه، ص 256؛ محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 199.
جعفر سبحانى، در مصاحبه با مجله الحیاهالطیبه، ش 6و7، ص 88.
یا به گفته برخى مصادیق. ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 424.
مرتضى انصارى، المكاسب، ج 1، ص 4.
ناصر مكارم شیرازى، توضیحالمسائل، مسئله 1752؛ محمد فاضل لنكرانى، توضیحالمسائل، مسئله 2159؛ جواد تبریزى، توضیحالمسائل، مسئله 2063.
ر.ك: محمود منتظرظهور، اقتصاد خرد و كلان.
محمدجواد فاضل لنكرانى، «زمان و مكان و علم فقه»، در: نقش زمان و مكان در اجتهاد، ج 3، ص 59و60.
خلیلرضا منصورى، همان، ص 55؛ محمد ابوزهره، همان، ص 256؛ محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 199.
به عنوان نمونه، محمدعلى كاظمى، همان، ج 3، ص 161؛ میرزاعلى غروى، همان، ج 3، ص 128؛ سیدمحسن حكیم، همان، ج 2، ص 18، 38و70؛ عبدالاعلى سبزوارى، تهذیب الاصول، ص 106؛ سید محمدباقر صدر، دروس فى علمالاصول، ج 2، ص 131؛ محمدحسین ساكت، دیباچهاى بر دانش حقوق، ص 352.
ر.ك: مرتضى انصارى، فرائدالاصول، ج 1، ص 74.
امام خمینى، الرسائل، ج 2، ص 130.
میرزاعلى غروى، همان، ج 1، ص 38.
وحید بهبهانى، همان، ص 106.
محمدبن یعقوب كلینى، همان، ج 1، ص 178.
سیدمصطفى موسوى خمینى، تحریرات فىالاصول، تحقیق سیدمحمد سجادى و حبیباللّه عظیمى، ج 4، ص 382.
ر.ك: ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 169.
حجتالاسلام قدیرى.
امام خمینى، صحیفه امام، ج 21، ص 150، در پاسخ به نامه حجتالاسلام قدیرى در مورد شطرنج و آلات موسیقى به تاریخ 2/7/1367.
محمدرضا حكیمى، «اهداف دین و احكام دین»، نقدونظر، ش 1، ص 121.
دائرهالمعارف شیعه، ج 3، ص 32ـ33.
امام خمینى، ولایت فقیه، ص 5.
سیدمجتبى حسینى، همان، ص 209، مسئله 291.
عرف عام، به معناى روش شایع و مستمر گفتارى یا كردارى در بین عموم یا غالب مردم است. محمدتقى طباطبایى حكیم، همان، ص 420؛ محمدابراهیم جناتى، همان، ص 395.
ر.ك: ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 432ـ433.
مرتضى انصارى، المكاسب، ج 2، ص 83؛ محمدحسن نجفى، همان، ج 22، ص 46.
محمدجعفر جعفرى لنگرودى، مبسوط در ترمینولوژى حقوق، ج 1، ص 772.
همانگونه كه مشهور فقها اینگونه مسائل را به خود عرف واگذار مىكنند. (ر.ك: محمد فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج 1، سؤال 948، 946و950؛ ناصر مكارم شیرازى، استفتاءات، ج 2، سؤال 719؛
لطفاللّه صافى گلپایگانى، جامعالاحكام، ج 1، سؤال 1011و1013؛ خامنهاى، سیدعلى، اجوبه الاستفتاءات، سؤال، 11427و1429 و 1154. و... .
اگر شرایط خاص صنفى، موجب پیدایش عرف گردد به آن عرف خاص صنفى مىگویند. ر.ك: ابوالحسن محمدى، همان، ص 253.
به عرف قومى از اقوام كه داراى زبان واحد مشتركى هستند مىگویند؛ مانند لفظ «ولد» در خصوص فرزند پسر. ر.ك: محمد بحرالعلوم، همان، ص 84
داورى مردم در تطبیق عناوین و مفاهیم بر مصادیق واقعى را عرف دقیق و بر غیرمصادیق، عرف متسامحى مىنامند. ر.ك: ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 70
امام خمینى، الرسائل، ج 1، ص 227.
سیدمجتبى حسینى، همان، ص 204، مسئله 281.
محمدحسن نجفى، همان، ج 23، ص 263.
محمدجواد فاضل لنكرانى، همان، ج 3، ص 65.
سیدمجتبى حسینى، همان، ص 142، مسئله 176.
البته بیان حكم و ضابطه كلى، در این قسم شاید در همه موارد صحیح نباشد؛ زیرا مصادیق موضوعات احكام متنوعاند و با یكدیگر تفاوت دارند.
سید محمدباقر صدر، دروس فى علمالاصول، ج 1، ص، 54؛ محمد بحرالعلوم، همان، ص 39و42؛ ناصر مكارم شیرازى، انوارالفقاهه، ج 1، ص 553.
عبداللّه جوادى آملى، درس خارج فقه، 5 خرداد 1389.
ابوالقاسم علیدوست، همان، ص 438.