تعلیق در عقود،اعتبار و آثار آن-24ص
فایل ورد و قابل ویرایش می باشد.
بعد پرداخت همان لحظه می توانید فایل را دانلود بفرمایید.
فهرست مطالب
مقدمه
فصل اوّل مفهوم تعلیق
فصل دوم:اعتبار عقد معلّق
گفتار اول-اعتبار عقد معلق از دیدگاه فقها
دیدگاه شیخ مرتضی انصاری در باب اعتبار عقد تعلیق:
گفتار دوم-اعتبار عقد معلق از منظر قانون مدنی
گفتار سوم:اعتبار عقد معلق در سایر کشورها
فصل سوم:آثار عقد معلّق
گفتار اول:آثار عقد معلق پیش از وقوع معلّق علیه
مبحث اول:«ماهیت حق خاص منتقل الیه تا قبل از وقوع شرط»
مبحث دوم:«حوزهء متعلقات حق خاص منتقل الیه قبل از وقوع شرط»
گفتار دوم:«نحوهء تأثیر معلق علیه از حیث کشف و نقل»
مبحث اول:«نحوهء تأثیر معلق علیه بر مبنای اصول حقوقی»
مبحث دوّم:«نحوهء تأثیر معلق علیه از منظر قانون مدنی»
مبحث سوّم:«نحوهء تأثیر معلق علیه از دیدگاه فقهاء»
مبحث چهارم:«نظر اجمال بر نحوهء تأثیر معلق علیه در سایر کشورها»
منبع
مقدمه
قواعد عمومی قراردادها به عنوان مبناییترین بخش حقوق مدنی محسوب میشود،تا آنجا که معظم تحلیلهای حقوقی بر همین مبنا استوار است.بدیهی است تحقیق و تتبع در این حوزه راهگشای نیل به نظام حقوقی مستحکم و مستدل است و چنین کاوشی نیز بدون در نظر گرفته کتب فقهی به عنوان منبع اصلی حقوق کامل و جامع نخواهد شد.از طرفی نیز با محصور شدن در چهارچوب منابع فقهی و چشمپوشیدن از مطالعات نوین حقوق،نمیتوان پویایی و نوگرایی جامعهء حقوقی را در راستای نیل به عدالت واقع گرایانه در انتظار داشت. از آنجا که در کتب فقهی بخش مستقلّی تحت عنوان قواعد عمومی قراردادها،وجود ندارد، اکثریت مباحث این عنوان ذیل احکام عقد بیع و احیانا عقود دیگر مطرحشده است.همین پراکندگی و عدم تمرکز بیان این قواعد مبنایی در فقه،خود سبب شده است تا محقق عمومات قراردادها را از لابلای مباحث راجع به عقود در کتب فقهی جستجو کند که خود مستلزم اشراف بر مباحث فقهی است و این اشراف سهل الوصول نمیباشد.
یکی از مباحث مطروحه در حوزهء این قواعد مبنایی،تحلیل و بررسی اقسام عقود است که عقد معلق و منجز ذیل این عنوان مطرح میشود.آنچه که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است صرفا نقد و تحلیل اختلافات ناشی از تعلیق در عقود است و منصرف از نکات مورد اتفاق علمای حقوق است.عقد معلق چه از حیث مفهوم و چه اعتبار و آثار آن،محل نزاع اکثر فقها و حقوقدانان بوده و هست.منشأ نزاع در هریک از این ابعاد ریشه در مسائلی تحولانگیز در علم حقوق و علم اصول دارد که در فصول این مقاله به آن خواهیم پرداخت. در واقع همین نقاط عطف و مبنایی انگیزهای بود در نگارش این مطالب،منتهی بیان احکام عقد معلق صرفا به مثابه مدخلی است بر این مسائل.
در فصل اول این مقاله به بیان مفهوم تعلیق پرداخته و معنای اصطلاحی آن را در علم حقوق مود نقد و بررسی قرار خواهیم داد.با توجه به معنای اصطلاحی صحیح از تعلیق و به تبع آن عقد معلق،در فصل دوّم به بررسی اعتبار این عقد پرداخته و در نتیجهء ردّ دلایل فقهای امامیّه مبنی بر بطلان عقد معلّق،اعتبار آن را تثبیت خواهیم کرد.در فصل سوّم آثار ناشی از عقد معلق را به فرض پذیرش صحّت و اعتبار آن تحلیل کرده و نقطه نظرهای حقوقدانان و ثمرهء عملی اختلافات آنان را بیان میکنیم.با توجه به این که در میان فقهای امامیه،تنها شیخ مرتضی انصاری،بحث مستقلی را در باب تعلیق و تنجیز ذیل احکام عقد بیع،درکتاب مکاسب به این مطلب اختصاص داد است لذا در فصل مربوط به بررسی اعتبار عقود معلق،تا حدودی محورّیت را مطالب این کتاب ایفا میکند.به هر حال مجموعه حاضر نتیجهء تلاش ناچیزی است در تکمیل نظام حقوقی عقود و قراردادها که امید است مفید واقع شود.
فصل اوّل مفهوم تعلیق
تعلیق از نظر لغوی به معنای توقف حصول امری بر وقوع امر دیگر است،چنانچه در برخی از کتب لغت در تعریف آن چنین آمده است:«هو ربط حصول مضمون جملة بحصول مضمون اخری
آنچه حایز اهمیت است،درک معنای اصطلاحی تعلیق در عرصه علم حقوق و خصوصا مبحث عقود و قراردادها است.در این حوزه تعلیق عملی است که در یک عمل حقوقی رخ میدهد و به آن آثار و احکام خاصی میبخشد.فقها و حقوقدانان تعاریف مختلفی از تعلیق یا به طور خاص عقد معلق ارائه کردهاند که تفاوتهای ظریفی در آنها به چشم میخورد.فقهایی که رأی بر بطلان عقد معلق دادهاند،در حقیقت ساختمان حقوقی چنین عقدی را بر پایهای نادرست بنا نهادهاند که پیریزی چنین بنایی در تعاریف پیشنهادی آنها کاملا مشهود است.پس استدلال صاحبنظران در خصوص اعتبار و احکام عقد معلق تا حد زیادی متأثر از بنای فکری آنها در خصوص تعریف تعلیق است.برخی از فقها تعلیق در عقد معلق را تعلیق در انشا میدانند و به همین دلیل حکم به بطلان عقد دادهاند که در فصل بعد به نقد و تحلیل مدعای ایشان خواهیم پرداخت. گروهی از حقوقدانان در این خصوص قایل به تعلیق در اثر عقد هستند،بدین معنا آن چه منوط به وقوع شرط تعلیقی شده،اثر یا نتیجه عقد است(اثر عقد با ماهیت اعتباری عقد که از آن به مقتضای عقد یا منشأ یاد میشود،متفاوت است.
البته چنین تعریفی خالی از اشکال نیست گرچه اشکالات گروهی از فقها در عقد معلق مبنی بر تفکیک سبب و انشاء از مسّبب(منشأ)را مرتفع میسازد ولی با توجه به احکام عقد معلق که اصولا بر آن جاری است،این منشأ یا مقتضای عقد است که معلق گردیده نه اثر عقد،که این دو تفاوت جزیی با هم دارند.چنانچه برخی دیگر از حقوقدانان همین نظریه را اتخاذ کردهاند.در مقایسه چنین تعریفی با تعاریف حقوقدانان و تعریف منعکس در قانون مدنی،پی به نقاط ضعف و عدم استحکام آن میبریم.قانون مدنی ایران،تعریف بسیار دقیقی از عقد معلق ارائه میدهد به نحوی که با اندکی تأمل در آن،معظم احکام مترتب بر چنین عقدی قابل استخراج است.ماده189 ق.م چنین اشعار میدارد:«عقد منجز آن است که تأثیر آن برحسب انشاء موقوف بر امر دیگری نباشد و الاّ معلق خواهد بود.»
با توجه به کلمهء«تأثیر»مندرج در ماده که همان منشأ یا مقتضای عقد است،میتوان ادّعا کرد،قانون مدنی،تعلیق در منشأ را پذیرفته است.یکی از استادان در طرح پیشنهادی برای اصلاح قانون مدنی چنین تعریفی از عقد معلق کرده است:1«عقد معلق آن است که قصد عاقد در حین انعقاد عقد فعلیت داشته باشد ولی اثر حاصل از آن قصد،بسته به حصول امری محتمل الوقوع در آینده باشد.
تبصره:تعلیق عقد مبطل عقد نیست مگر آن که قانون تصریح کند مانند تعلیق در نکاح که مفسد عقد است.»
تعریف فوق با توجه به منطوق ماده،تعلیق در اثر را پذیرفته است.