تحقیق تاریخی و هنر -14 صفحه
((فایل Word و قابل ویرایش می باشد.))
تحقیق-تاریخچه عکس و عکاسی در قرن بیستم
The History of Photography and Photography in the Twentieth Century
(((( تحقیق های سایت حاصل زحمت محققین سایت می باشد و اینترنتی نیست.))))
این فایل رایگان می باشد.
سده ۲۰ (میلادی)
سده ۲۰ میلادی از سال ۱۹۰۱ تا ۲۰۰۰ در گاهشماری میلادی است. این دوره برابر با سالهای بین ۱۲۷۹ تا ۱۳۷۹ در گاهشماری هجری خورشیدی است.
در اصطلاح عوام آن را از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۹۹ میدانند. استدلالهای زیادی برای تصدیق برداشت عامیانه از این اصطلاح آورده شدهاست. استفان جی گولد بر این باور است که دهه اول سده، ۹ سال دارد. عدهای نیز بر این باورند که سیستم سالشماری نجومی دارای سالی به نام صفر است که معمولاً آن را به نام ۱ سال قبل از میلاد میشناسند. سازمان بینالمللی استانداردسازی در سال ۲۰۰۰ استانداردی به نام ایزو ۸۶۰۱ را برای استفاده از سیستم سالشماری نجومی معرفی کرد. این استاندارد نظر کسانی را که معتقد بودند سده جدید چند ماه زودتر آغاز شده تصدیق میکرد. ضمناً تقریباً همیشه دههها با سال «۰» آغاز میشوند، در نتیجه همانگونه نیز نامگذاری میشوند (۱۹۶۰).
این اصطلاح همچنین برای دورههایی که روی تقویم با هم برخورد دارند نیز استفاده میشود که از این میان میتوان سده بیستم کوتاه را نام برد که طبق آن سده بیستم به سالهای بین ۱۹۱۴ تا ۱۹۸۹ اطلاق میشود. در نتیجه دوران پیش از جنگ جهانی اول به سده ۱۹ و سالهای دهه ۱۹۹۰ جزو سده ۲۱ تلقی میشوند.
این نکته به درستی قابل درک است که بخشی از سالهای ابتدایی سده بیستم پیش از جنگ جهانی اول از دیدگاه فرهنگی و پیشرفت فناوری جزو سده ۱۹ به شمار میآید. همچنین بسیاری بر این باورند که دهه ۱۹۹۰ به دلیل رخ دادن وقایعی (نظیر ظهور اینترنت) جزو سده ۲۱ به حساب میآید.
از موفقیتهای بشر در قرن بیستم سفر به فضا و ارسال ماهوارههای تحقیقاتی است. تصاویر زمین که توسط ماهوارهها تهیه شده، شناخت انسان از زمین را افزایش داده است. این تصاویر نشان میدهد که بخش اعظم کره زمین پوشیده از آب است.[۱]
دورنما
در سده بیستم میلادی تغییرات قابل توجهی در شیوه زندگی مردم به وجود آمد. این تغییرات در نتیجه پیشرفتها و نوآوریهای فنّی، پزشکی، اجتماعی، نظری و سیاسی بود. اصطلاحاتی چون ایدئولوژی، جنگ جهانی، قتلعام و جنگ هستهای وارد واژههای روزمره مردم شدند و تأثیرات زیادی روی زندگی آنها گذاشتند. جنگها به مقیاسها و درجههای بیسابقهای از پیچیدگی رسیدند. تنها در جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵-۱۹۳۹) حدود ۵۷ میلیون نفر کشته شدند که یکی از دلایل مرگشان پیشرفت در تولید سلاحها بود. روند مکانیزهسازی کالاها و خدمات و شبکههای ارتباطی که از سده نوزدهم آغاز شده بود با سرعت بیشتری در سده بیستم ادامه یافت. در این سده به جای ترور و هرج و مرج شاهد تلاشهای زیادی برای استقرار صلح بودیم. جان اف کندی، ۳۵امین رئیسجمهور آمریکا زمانی گفت:
ما به دنبال چه نوع صلحی هستیم؟ من راجع به صلحی حقیقی صحبت میکنم، صلحی که زمین را مکانی ارزشمند برای زیستن میسازد. نه فقط برای زمان ما، بلکه برای همه زمانها. مشکلات ما را انسانها ساختهاند، پس توسط انسانها نیز باید حل شوند. به عنوان آخرین سخن باید بگویم که کمترین پیوند ما این است که روی یک سیاره زندگی میکنیم، از یک هوا نفس میکشیم، نگران آینده کودکانمان هستیم و همه روزی خواهیم مرد.
تقریباً همه شئون زندگی در اکثر جوامع به طور اساسی تغییر پیدا کرد و افراد برای نخستین بار توانستند فارغ از سابقه و طبقه اجتماعی بر تاریخ تأثیرگذار باشند. به جرأت میتوان گفت که سده بیستم آنچنان چهره زمین را دگرگون ساخت که با هیچ سده دیگری قابل مقایسه نیست.
- فناوری
- میزان مرگ و میر
- مرگ و میر کودکان
- بیماریهای مسری
- امید به زندگی
- مرگ و میر مادران
- جنگها
اکتشافات علمی مانند فرضیه نسبیت و مکانیک کوانتوم جهانبینی دانشمندان را به طور اساسی تغییر داد و باعث شد تا آنها دریابند که جهان ما بسیار پیچیدهتر از آن است که فکر میکردند. این امر همچنین موجب آن شد که در ابتدای سده بعد، امیدها برای تکمیل آخرین جزئیات باقیمانده علوم بالا بروند.
برای کسب دورنمایی بهتر از رویدادهای تاریخی این سده به مقاله مروری بر سده ۲۰ مراجعه کنید.
گاهی اوقات سده بیستم را چه در داخل و چه در خارج از ایالات متحده، سده آمریکا میخوانند که البته بسیاری نیز با این اصطلاح مخالف هستند.
نقش فتومونتاژ در هنر قرن بیستم
با خلق و ابداع هنر عکاسی، تکنیک فتومونتاژ نیز دستمایه نوینی شد برای تولید آثار هنری. این تکنیک خصوصا در هنر پوستر، طراحی جلد مجلات و کلا هنرهای گرافیکی کاربرد ببشتری یافت. در این نوشتار به تاریخ تحولات این تکنیک خواهیم پرداخت.
طی قرن بیستم، فتومونتاژ نقش مهمی در هنرهای زیبا و هنرهای تجاری بر عهده داشت. ترکیب برش تصاویر و کنار هم گذاشتن آنها، در مدت زمان کمی که از اختراع عکاسی می گذشت، در 1830م. می توانست به دست یک گرافیست حرفه ای یا آماتور انجام شود.
اما قرن گذشته با کنار هم نهادن خلاقانه تصاویر، اهمیت عکس های تکه تکه شده را نشان داد، که به استفاده عمومی این تکنیک منجر شد. برای مثال در جنگ جهانی اول ، سربازان با کنار هم قرار دادن تصاویر، برای خانواده هایشان کارت های یادگاری درست می کردند.
پیامدهای فتومونتاژ در آغاز قرن بیستم به سرعت از تجربه های هنری اولیه به گرافیک متداول ارتباطی ، گسترش یافت. البته همچون فعالیت های آوانگارد ، مورد اعتراض قرار گرفت. در این باره از سوی "رائول هاوسمان" هنرمنددادائیست، توضیحاتی داده شد. او در بیانیه دادا نوشت:
" من نیز به نامی برای این تکنیک نیاز داشتم و به همراه "گئورگه گروتس"، "جان هارتفیلد"، " یوهانس بادر" و " هانا هُش" بر آن شدیم که این فن را فتومونتاژ بنامیم . این اصطلاح، تنفر ما را از ایفای نقش هنرمند و خود را به شکل یک مهندس تصور کردن ، بیان می کرد. بنابراین ما خواستار کارکرد کلی بودیم. ما می خواستیم بسازیم، می خواستیم ساختار اصلی کارمان را گرد آوریم."1
ابداع فتومونتاژ به صورتی که پیش از این توصیف شد، حاکی از دگرگونی بنیادین در تفکرات بود، که این دگرگونی ریشه ای سنتی داشت . چنان چه در نظر داشته باشیم که "هاوسمان" این مطلب را در دوران جنگ جهانی اول نوشته است، اهمیت آن چند برابر می شود.
در توصیف او، فتومونتاژ ضمیمه ای برای کلاژ است که در کنار هم چسباندن تصاویر عادی برای به وجود آوردن یک واقعیت مصور است؛ همان گونه که "پیکاسو" "برک" و دیگر هنرمندان کوبیسم پیش از 1914م. آن را تجربه کردند.
در سال 1918م. زمانی که بنیان اروپا پس از جنگ از هم گسیخته بود، هنرمندان زیادی طرفدار انقلاب هنری و سیاسی بودند و می خواستند خود را با طبقه کارگر هم ردیف کنند. در این شرایط ، فتومونتاژ که با ماشینی شدن تصاویر ایجاد شد، به عنوان راهی که صنعت را وارد دنیای هنر می نمود، شایسته تر از کلاژ شمرده می شد.
در ابتدا با عنوان پوچ کردن تصاویر رد شد، در حالی که فتومونتاژهای زیادی به سبک دادائیسم برای ایجاد تاثیری جدی در برخورد با جنگ خلق شدند.
بی عدالتی، آشوب عمومی ، فمنیسم و دگرگونی سیاسی موضوع هایی بودند که در آثار "هانا هُش" مورد توجه قرار گرفتند. این هنرمند مانند "هاوسمان" با فعالیت دادا در برلین مطرح شد.
پس از دوره نخستین تجربیات دادائیسم، فتومونتاژ برای ساخت تصاویر روشنفکرانه به منظور نشان دادن آرمانگرایی اجتماعی به کار رفت. به ویژه در انقلاب اتحاد شوروی سابق، برای دوری از زبان هنری گذشته که در گمان انها در کنش با روسیه تزاری آلوده شده بود، طراحان اتحاد ، مانند "گوستاو کلوتسیس" "ال لیسیتزکی" و "الکساندر رادچنکو" به فتومونتاژ روی آوردند.
"جان هارتفیلد" یکی دیگر از هنرمندان دادای برلین بود که شیوه اصلی خود را با فتومونتاژ سازگار نمود. او این کار را با چسباندن تکه پاره های بی معنا برای ایجاد حمله ای روشنفکرانه در جهت قدرت گرفتن حزب سوسیالیست ملی آلمان، از 1920 تا 1930م. انجام داد. آلمان زادگاه او بود ، اما هارتفیلد در اعتراض به ادامه جنگ جهانی اول ، نام خود را با تلفظ انگلیسی، "هرتزفیلد" بیان می کرد.
در اوج محبوبیت این تکنیک در ماه های پایانی 1920م. فتومونتاژ دستمایه نمایشگاه های زیادی شد که تاکید آنها بر تجربه آزمایشی فتومونتاژ طبیعت آوانگارد آن و هم سطح نمودنش با مدرنیسم بود.
او فعالیت های سیاسی خود را در سال های 1919-33م. در جمهوری وایمار دنبال کرد و از فتومونتاژ به عنوان سلاح جنگ طبقاتی استفاده نمود. وی برای سازماندهی برنامه ریزی شده تر عناصر در طراحی های متعدد کتاب، جلد مجله و همچنین پوستر، از کوبیسم وفوتوریسم که بی نظمی همزمان تصاویر را توصیه می کردند ، فاصله گرفت.
جالب توجه ترین اثر "هارتفیلد" ، سری تصویرسازی جلدهای مجله هفتگی کارگر با نام "آربایتر الوستریرته زایتونگ" بود. از 1930 تا 1938م. او بیش از 200 جلد مجله طراحی کرد که همگی با عکس کار شده بودند و در آنها خط مشی حزب سوسیالیست نشان داده شده بود.
او برای ساخت آنها از مدل هایی استفاده می کرد و صحنه ها را با کنار هم گذاشتن هوشمندانه تصاویر اجرا می نمود و از ایربراش برای دورگیری آنها استفاده می کرد. بسیاری از این طرح ها که اصول دیالکتیک را تصویر می کردند، از آثار "برتولت برشت" نمایشنامه نویس ، الهام گرفته شده بودند. بنابراین نخستین دیدگاه درباره فتومونتاژ نقض شد و بیننده اجازه یافت که با عناصر نامعثول یک فتومونتاژ که متکی بر طنز یا طعنه بود، خود، پیام اثر را تعبیر کند.
در اورپا فتومونتاژ سیاسی می توانست به همان شدتی که جوامع مرتجع را سرکوب می نمود، برای تقدیر از جامعه نوین نیز کارایی داشته باشد. در اوج محبوبیت این تکنیک در ماه های پایانی 1920م. فتومونتاژ دستمایه نمایشگاه های زیادی شد که تاکید آنها بر تجربه آزمایشی فتومونتاژ طبیعت آوانگارد آن و هم سطح نمودنش با مدرنیسم بود.
اما در ایالات متحده فتومونتاژ در بُعد دیگری برای فروش کالاها به کار گرفته شد. این تکنیک ، شیوه ای عامه پسند و تاثیرگذار را به تبلیغ کنندگان نشان داد.همچنین خصوصیات "جادوی" دستاوردهای آن، با شیوه های بصری پویایی که بر پایه ترفندهای برش و چسباندن تصاویر بود، می توانست بهتر شود.
این تکنیک ها به زودی از سوی آژانس های تبلیغاتی به اروپا بازگشتند. در دوران رکود اقتصادی ، هنرمندان ، فتومونتاژ را درنمایشگاه ها و نشریات ، به ویژه برای آژانس "سیاست نوین" رئیس جمهور روزولت با عنوان "مدیریت حفاظت مزرعه" استفاده می کردند.
پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که دولت فدرال عکس های دیواری را برای تشویق سربازان به میهن دوستی و همبستگی ملی سفارش داد، فتومونتاژ همچنان به کار گرفته می شد.